خانه » سرگرمی » بازنویسی حکایت شخصی شتر گم کرد را به نثر ساده امروزی

بازنویسی حکایت شخصی شتر گم کرد را به نثر ساده امروزی

 

 حکایت شخصی شتر گم کرد را به نثر ساده امروزی بازنویسی حکایت صفحه 95 هفتم بازنویسی حکایت پایه هفتم بازنویسی حکایت هشتم بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود حکایت نگاری پایه نهم بازنویسی حکایت روزی درفصل بهاران بازنویسی حکایت پایه دهم

 

یه نفری شتر گم کرده بود . قسم خورد که اگه شتر خودشو پیدا کنه آن را به یک درهم  (پول کم ) بفروشد . وقتی شتر خود را پیدا مرد  از قسمی که خورده بود پشیمون شد  برای این که قسمی که خورده بود نشکند گربه ی  در گردن شتر آویزان کرد  و داد زد که چه کسی این را می خرد ؟ شتری به یک درهم من می فروشم و گربه ای ب صد درم می فروشم اما هر دو را با هم می فروشم

یک نفر آنجا بود و گفت این شتر ارزان  بود اگر این قلاده ی گران در گردن خود نداشت (  به این معنی که کاری که انجام داد کسی این شتر را نخرد  تا قسمی که خورده بود باطل نشود )

 

 

بازنویسی حکایت شخصی شتر گم کرده بود

 

یه نفری شتر گم کرده بود . قسم خورد که اگه شتر خودشو پیدا کنه آن را به یک درهم  (پول کم ) بفروشد . وقتی شتر خود را پیدا مرد  از قسمی که خورده بود پشیمون شد  برای این که قسمی که خورده بود نشکند گربه ی  در گردن شتر آویزان کرد  و داد زد که چه کسی این را می خرد ؟ شتری به یک درهم من می فروشم و گربه ای ب صد درم می فروشم اما هر دو را با هم می فروشم

یک نفر آنجا بود و گفت این شتر ارزان  بود اگر این قلاده ی گران در گردن خود نداشت (  به این معنی که کاری که انجام داد کسی این شتر را نخرد  تا قسمی که خورده بود باطل نشود )

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

هفت − دو =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز