خانه » گالری عکس » امین تارخ و فرزندانش نیما مانی نامی + عکس همسرش منصوره شادمنش و مادرش

امین تارخ و فرزندانش نیما مانی نامی + عکس همسرش منصوره شادمنش و مادرش

 

منصوره شادمنش همسر امین تارخ

منصوره شادمنش همسر امین تارخ

منصوره شادمنش همسر امین تارخ

منصوره شادمنش همسر امین تارخ

 دختر امین تارخ بیوگرافی نیما تارخ مانی تارخ نیما تارخ بازیگر نامی تارخ اسم دختر امین تارخ مهدی تارخ امین تارخ فیلم  مهدی تارخ در شاهگوش مهدی تارخ در مختارنامه نامی تارخ بیوگرافی مهدی تارخ منصوره شادمنش همسر امین تارخ مانی تارخ دختر امین تارخ عکس منصوره شادمنش  مانی تارخ عکس فرزندان امین تارخ نامی تارخ دختر امین تارخ منصوره شادمنش همسر امین تارخ نیما تارخ در من یک مستاجرم اسم دختر امین تارخ مهدی تارخ  عکس فرزندان امین تارخ دختر امین تارخ نامی تارخ بیوگرافی فرخنده شادمنش عکس فرخنده شادمنش عکس منصوره شادمنش مهدی تارخ فرخنده و منصوره شادمنش  اسامی بازیگران زن سریال جراحت نامی تارخ مانی تارخ میلیشا مهدی نژاد در جراحت

 

نام:امینامین تارخ

امین تارخ امین تارخ

نام خانوادگی:تارخ

تاریخ تولد:1332/5/20

محل تولد:تهران

تحصیلات:مدرس رشته بازیگری

همسر:منصوره شادمنش

 

 

امین تارخ متولد 21 مردادماه سال 1332 در شیراز میباشد او علاوه بر بازیگری  مدرس رشته بازیگری است. از معروفترین نقش هایی که وی ایفا نموده نقش اول در مجموعه تلویزیونی ابن سینا است.

امین تارخ در شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدائی و راهنمائی خود را در شیراز به اتمام رساند. او در سال 1356 از دانشکدهٔ هنرهای نمایشی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و تحصیلات تکمیلی خود را در سال 1363 با کسب مدرک فوق لیسانس در رشته مدیریت فرهنگی به پایان برد.

 

منصوره شادمنش همسر امین تارخ:
منصوره شادمنش متولد سال 1333 در تهران است او دختر پری امیر حمزه و خواهر فرخنده شاد منش بازیگر است، لیسانس بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای تهران در سال 1357 دارد. فعالیت خود را در سال 1347 در تئاتر آغاز کرد.
فیلم شناسی:
1381 روزکارنامه
1368 پاتال و آرزوهای کوچک
1366 صعود
1357 بن بست
امین تارخ و منصوره شادمنش سه فرزند به نام های سه فرزند به نام های مانی ، نیما و نامی دارند که هر سه در زمینه هنر فعالیت دارند.

چرا نسل ما محبوب شد

بازیگران نسل ما، فارغ از بحث شهرت و دیده شدن، توانستند به دل مخاطب راه پیدا کنند و به عبارتی دیگر به محبوبیت و ماندگاری رسیدند. اتفاقی که این روزها کمتر در نسل جدید بازیگران رخ می دهد. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر است، بازیگرانی که در آن مقطع فعالیت می کردند به دنبال دیده شدن صرف و… در این حوزه نبودند و به این جهت بازیگری را به شکل آکادمیک فرا گرفته بودند و برای رسیدن به جایگاه مناسب تلاش زیادی کردند، آنها می دانستند که از بازیگری چه می خواهند، به همین دلیل با عشق و علاقه خاصی در این وادی تلاش می کردند.

اکثر آنها درک درستی نسبت به حرفه شان داشتند، این که شما شناخت عمیق و درستی نسبت به شغل تان داشته باشید، نکته بسیار مهمی است. در مجموع، همه این عوامل باعث می شد تا مردم حس خوشایندی را نسبت به بازیگرهای نسل ما داشته باشند و آنها را مانند اقوام و قوم و خویش خود بدانند.

مردی که بدی نداشت

بهترین مثال برای نسل ما، مرحوم شکیبایی بود. وقتی خسرو فوت کرد در مراسم تشییع جنازه اش بیش از سیصد هزار نفر شرکت کرده بودند و همه با عشق و علاقه از او یاد می کردند، در این میان حتی یک نفر هم وجود نداشت که بخواهد جمله ای را به بدی از او بگوید، این موضوع برای همه ما باارزش و قابل ستایش است. نسل ما یاد گرفت که هیچ وقت رسیدن به قله وجود ندارد و همیشه در دامنه حرکت کند، اما نسل امروز، از همان ابتدا از قله شروع می کند و خیلی زود هم در سرازیری قرار می گیرد… فراموش نکنید، مردم به خوبی تفاوت بین تواضع فروتنانه با تواضع متظاهرانه را می دانند و اگر در این رفتار عشق نباشد، شما نمی توانید قلب مردم را فتح کنید.

زیبایی باعث موفقیت نمی شود!

برخی از افراد، فکر می کنند که برای موفق شدن در حوزه بازیگری، باید حتما چهره زیبایی داشت، در حالی که این موضوع اصلا صحت ندارد. در عرصه بازیگری، افراد زیادی بودند، نظیر داستین هافمن که از چهره زیبایی برخوردار نبودند، اما توانستند به قلب مخاطب راه پیدا کنند. تعداد بازیگرانی که از چهره زیبا و توانایی بازیگری بالایی برخوردار باشند در هیچ جای دنیا زیاد نیست و شما افرادی نظیر «آلن دلون» را کمتر می بینید.

شاید چهره یک بازیگر زیبا، تا پنج دقیقه بتواند مخاطب را جذب کند، اما زمانی که او درگیر قصه شد و چهره بازیگر برای مخاطب عادی گشت، دوست دارد توانایی او را در حوزه بازیگری ببیند و اگر آن بازیگر، چنین توانایی نداشته باشد، خیلی زود جایگاهش را نزد مخاطب از دست می دهد، در ایران هم بازیگرانی توانستند به موفقیت و ماندگاری برسند که فارغ از چهره زیبا از توانایی بازیگری برخوردار بودند

بخشی از اعتبار به «نه» گفتن است

رسیدن به ماندگاری در عرصه بازیگری کار ساده ای نیست و فرد برای رسیدن به آن باید تلاش زیادی را انجام دهد، فراموش نکنید، بازیگرانی نظیر استاد عزت ا… انتظامی جایگاهی را که در عرصه بازیگری به دست آوردند، صرفا به خاطر نقش هایی نیست که بازی کردند، بلکه به خاطر نقش هایی است که بازی نکردند. یک بازیگر در انتخاب هایش باید حساب شده و دقیق عمل کند.

برعکس تصور خیلی ها…

بعضی ها، تصورشان بر این است، افرادی که وارد عرصه بازیگری می شوند، از طبقه مرفه جامعه هستند، در حالی که این موضوع صحت ندارد، اگر شما نام افراد موفق در عرصه بازیگری را مرور کنید، متوجه خواهید شد که بسیاری از آنها اهل شهرستان های مختلف و حتی دورافتاده هستند و اگر هم در تهران به دنیا آمده باشند در محل های جنوب شهر زندگی کردند.

چرا که آنها به دلیل شرایط و نوع زندگی شان تلاش بیشتری کرده اند، تا بتوانند به رویاهای شان دست پیدا کنند. به همین جهت به نظرم افرادی که از شرایط نامناسب مالی برخوردار هستند و یا این که در خارج از تهران زندگی کنند، نباید این موضوع را نوعی تهدید برای رسیدن به آرزوهای شان بدانند، بلکه این موقعیت را باید تبدیل به فرصتی برای رسیدن به موفقیت های شان کنند. این موضوع تنها به ایران باز نمی گردد، بسیاری از اسطوره های بازیگری نظیر چارلی چاپلین و یا آلفرد هیچکاک از شرایط مالی خوبی برخوردار نبودند.

گذران دوران کودکی در کنار عقرب و مار

من در شیراز به دنیا آمدم و اصالتم هم، به این شهر باز می گردد، اما به دلیل شرایط کاری پدرم، کوکی ام را در شهر زابل سپری کردم. در آن مقطع، زابل در محرومیت کامل به سر می برد و با آن آب و هوای نامناسب و جبر جغرافیایی که در آن قرار داشت، افراد به سختی گذران زندگی می کردند، کودکی من مثل اغلب بچه های زابل، زیر نور داغ آفتاب سپری شد و مار و عقرب به همبازی های مان تبدیل شده بودند، اما من در دل آن محرومیت به دنبال آرزوهایم بودم.

چطور بازیگر شدم

یادم است در دوران دبیرستان که دیگر به شیراز هم بازگشته بودیم، یک روز به تماشای نمایشی در مدرسه نشستم، به قدری آن نمایش برایم جذاب آمد، که ناخودآگاه حس کردم، من هم جزوی از آن اثرم و خودم را روی صحنه بردند، خواستم که اگر از این به بعد برنامه ای دارند، روی من هم حساب باز کنند. خیلی زود من هم به این جمع اضافه شدم و توانستم به عنوان بهترین بازیگر تئاتر در استان هم انتخاب شوم.

اما در سال ششم دبیرستان حس کردم علاقه ام به بازیگری جدی تر از این حرف هاست. به همین خاطر تصمیم گرفتم آن را آکادمیک دنبال کنم، به همین خاطر به دوستان تئاتری ام گفتم که امسال قصد ندارم در هیچ اثری حضور پیدا کنم. می خواهم صرفا برای کنکور درس بخوانم و بدون تجدیدی قبول شوم و این اتفاق هم افتاد و برخلاف سال های قبل که چند تجدید می آوردم، یک ضرب قبول شدم.

خانواده ام حامی من بودند

مادر و برادر بزرگم، به شدت حامی من در حوزه بازیگری بودند و دوست داشتند در این عرصه موفق شوم. یادم است وقتی برای کنکور درس می خواندم، برادرم گفت؛ چرا پیشنهادهای تئاترت را رد می کنی و زمانی که ماجرا را توضیح دادم گفت: «من این مسائل را نمی دانم درست را ول کردی ایرادی ندارد، اما تئاتر را رها نکن!!»

همه پسران من

جو خانوادگی ما با هنر آمیخته است، همسرم «منصوره شادمنش» از بازیگران قدیمی است، هرچند که الان در قیاس با گذشته کم کارتر شده است، مادر همسرم «پری امیرحمزه» هم در حوزه بازیگری فعالیت می کند، به همین خاطر فرزندانم هم به این رشته علاقه مند هستند، من سه پسر به نام های «نیما، مانی و نامی» دارم، دو فرزند اول من به بازیگری علاقه مند بودند و فعالیت هایی من در این حوزه داشتند، اما پس از مدتی به سمت کارگردانی کشیده شدند، اما پسر کوچکم «نامی» به موسیقی علاقه دارد و در این حوزه فعالیت می کند.

«نیما» پسر اولم در حوزه بازیگری به ویژه عرصه طنز فعالیت داشته و اتفاقا بازیگر خوبی هم بود، اما بعد به کارگردانی روی آورد و یک فیلم کوتاه هم ساخت که توانست جایزه های بین المللی و داخلی بسیاری را کسب کند.

 

 

 

فیلم شناسی
سینما
     1361 – مرگ یزدگرد
    1365 – چمدان
    1365 – پرنده کوچک خوشبختی
    1365 – پاییزان
    1366 – سرب
    1368 – مادر
    1368 – جستجوگر
    1371 – شقایق
    1371 – دلشدگان
    1371 – مجسمه
    1371 – سارا
    1372 – آنها هیچکس را دوست ندارند
    1373 – آرزوی بزرگ
    1374 – ماه و خورشید
    1374 – شیخ مفید
    1374 – توطئه
    1376 – هفت سنگ
    1376 – قاعده بازی
    1376 – ساغر
    1378 – عشق + 2
    1383 – رازها
    1384 – پرونده هاوانا
    1384 – پابرهنه در بهشت
    1385 – ساعت 25
    1385 – رئیس
    1388 – زمهریر
    1388 – باغ قرمز
تلویزیون
    1354 – شهر من، شیراز
    1356 – ارثیه ایرانی
    1361 – سربداران
    1363 – بوعلی سینا
    1371-72 – آپارتمان
    1371 – محکمه عدالت
    1376-77 – هفت سنگ
    1381 – معصومیت از دست رفته
    1386 – اغما
    1389 – جراحت
    1393 – راه شیری
تئاتر
    1352 – لورنزاچیو
    1352 – هنری چهارم
    1354 – اتللو
    1355 – لازارتی
    1355 – زن نیک سچوان
    1358 – مرگ یزدگرد
    1358 – بکت
    1372 – تنبورنواز
    1376 – شاعر
جوایز و انتخابها
     کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (پرونده هاوانا)
    لوح تقدیر بازیگر نقش اول مرد مجله گزارش فیلم (مجسمه) – سال 1372
    دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1375
    دوره 24 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال 1384
    برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (ماه و خورشید)
    برنده تندیس شبکه سوم سیما بهترین بازیگر نقش اول مرد (معصومیت از دست رفته)
    برنده تندیس حافظ مجله دنیای تصویر بهترین بازیگر نقش اول مرد (معصومیت از دست رفته)
    برنده تندیس جشنواره عاشورائیان بهترین بازیگر نقش اول (معصومیت از دست رفته)
    لوح افتخار به عنوان «هنرمند ملی» – سال 1387
نسبت با سایر هنرمندان
     پری امیرحمزه (مادر زن)
    منصوره شادمنش (همسر)
    مسعود کرامتی (باجناغ)
    فرخنده شادمنش (خواهر زن)
    نیما تارخ (فرزند)
    مانی تارخ (فرزند)
    نامی تارخ (فرزند)
    مهدی تارخ (برادر)
اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

پانزده − 5 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز