خانه » مذهبی » گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

دوبیتی شهادت حضرت عباس اشعار مدح حضرت عباس شعر حضرت عباس برقعی شعر حضرت عباس لطیفیان شعر روضه حضرت ابوالفضل اشعار ابوالفضل متن روضه ی حضرت عباس شعر حماسی درباره حضرت عباس

 

تبارم به فدایت یا اباالفضل

فدای یا اخایت یا اباالفضل

 

امان نامه برایت دشمن آورد

به قربان  وفایت یا ابالفضل

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

جانم عباس(ع)

معـــرفت زاده نمیشد اگــر عبــــــاس نبــود
عشــق، آماده نمے شد، اگر عبـــــاس نبود

رتبه ی مـــردے و آقـــایے و غیـــــرت مندے
به کسے داده نمے شد، اگر عبـــــاس نبود

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

ای فرات ای رود پر جوش و خروش
موج کمتر زن چنین ؛ قدری خموش

نهر باشد نامت ای دریا صفت
خشک گردی کاش ای بی معرفت

ساقی ما را خجل کردی فرات ؟؟
فاش میگویم که نامردی فرات

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

یا عباس (ع)

برسر نعش گل ام بنین غوغا شد

همه گفتند:حسین بن علی تنها شد

تاکه حیرت زده دردشت دودستت دیدم

گفتم ازیوسف من یک اثری پیدا شد

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

دادی دو دست و دست دو عالم بسوی توست
ساقی تویی و بادهٔ ما از سبوی توست
ای ماه هاشمی لقب و‌پور بو تراب
داروی درد ما به خدا خاک کوی توست
ای یادگار و‌زادهٔ مشکل گشا علی (ع)
هر دل شکسته در طلب و جست‌و‌جوی توست
باب الحوائج همهٔ خلق عالمی
در جمع عاشقان همه جا گفتگوی توست
از من مپوش چهره که من دل شکسته‌ام
خود آگهی که چشم امیدم به سوی توست
کردی وفا و تشنه برون گشتی از فرات
ای آنکه عرض آب بقا از آبروی توست
آمد حسین بر سر تو دید پیکرت
در خاک و خون فتاده از جور عدوی توست
آثار انکسار عیان شدبه چهره‌اش
وقتی که دید غرقه به خون روی وموی توست
گفتا ز جای خیز تو‌ای یار و یاورم
بنگر خمیده پشت من از هجر، روی توست

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

توآبی وبه آب تورا احتیاج نیست

 

تا می‌شود زچشمه توحید جوگرفت

ازدست هرکسی که نباید سبوگرفت

 

توآبی وبه آب تورا احتیاج نیست

پس این فرات بودکه باتو وضوگرفت

 

کوچک نشد مقام تو نه… تازه کربلا

باآبروی ریخته‌ات آبروگرفت

 

شرم زیاد توهمه راسمت توکشید

این آفتاب بود که با ماه خوگرفت

 

دیگربرای اهل بهشت آرزوشدی

وقتی عمودازسرتوآرزو گرفت

 

خیلی گران تمام شداین آب خواستن

یک مشک ازقبیله ما یک عموگرفت

 

ازآن به بعدبودصداهاضعیف شد

ازآن به بعد بود که راه گلوگرفت

 

زینب شده شکسته غرورش، شنیده‌ای؟

دست کسی به کنج النگوی اوگرفت

 

درکوفه بیشتربه قدت احتیاج داشت

باآستین پاره نمی‌شدکه روگرفت

 

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

 

کلید قفل مشکل هاست، عباس

 

کلید قفل مشکل هاست، عباس

به مردی شهرهٔ دنیاست، عباس

 

مروت، ریزه خوار خوان لطفش

فتوت، صورت و معناست، عباس

 

حسین بن علی را عبد صالح

ولی بر ماسوا مولاست، عباس

 

به دشت کربلا، آرامش دل

برای زینب کبراست، عباس

 

بود بدر منیر هاشمیون

که زیبا‌تر، ز هر زیباست، عباس

 

بزن بر دامنش دست توسل

که در جود و سخا آقاست، عباس

 

اگر چه زاده‌ی‌ام البنین است

ولیکن مادرش زهراست عباس

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

نوحه حضرت عباس علیه السلام (۱)

یک ماه خون گرفته۷-غلامرضا سازگار

سقـای بنی فاطمـه سـردار سپاهم     بودی به صف کرب‌وبلا پشت و پناهم

عباس اباالفضل

ای اهل حرم دست علمدار جدا شد     سقای حرم با دو لـب تشنه فدا شد

عباس اباالفضل

گلخــانـه تــوحید گــل یـــاس نتدارد         دیگــر پسـر فــاطمه عبـاس ندارد

عباس اباالفضل

در علقمه افتاده تن حضرت عباس         زهــراست کنـار بـدن حضرت عباس

عباس اباالفضل

ای اهـل حـرم سـر به بیابان بگذارید         دیگر به حـرم حضرت عباس ندارید

عباس اباالفضل

افسوس که پیشانی عباس شکسته       در چشم نگهبان حرم تیر نشسته

عباس اباالفضل

این دست رشید پسر ام‌بنین است     بـا پیکر بی‌سر بدنش روی زمین است

عباس اباالفضل

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

نوحه حضرت عباس علیه السلام (۲)

یک ماه خون گرفته۷-غلامرضا سازگار

الله اکبـر شـد جـدا دسـت علمدارم          تنهاترین یارم
ماه بنی‌هاشم چراغ چشم خونبارم          تنهاترین یارم

ای دست بی‌دست حسین در بین دشمن‌ها
بـــــودی تـمــــام لشکــر مــن بـــا تــن تنـهـــا
خــون دل و اشــک غمـت شـد وقـف دامن‌ها
بـی‌تــو چگـــونــه یـــا اخـــــا رو در حــــرم آرم
تنهاترین یارم

نقـش زمیـن مُقطـع الاعضا شدی عباس
با زخم تن در موج خون زیبا شدی عباس
مثـل زیــــارت نـــامـه زهــرا شدی عباس
بــایـد ز زخــــم پیکــــرت گلبــوسـه بردارم
تنهاترین یارم

قــــرآن آیــه آیـــه ام روی زمیـــن افتاد
در زیــر دسـت و پــا گـل ام‌البنین افتاد
مــاه مـن از ضــرب عمــود آهنیـن افتاد
چون در میان دشمنان جسم تو بگذارم
تنهاترین یارم

عبـــاس مــن تنهــا تــو یـار و یاورم بودی
ســـردار لشکـر ســـاقـی آب آورم بـودی
تنهـا بــرادر نـه کـه جـان در پیکـــرم بودی
بودی در این صحرای خونین یار و غمخوارم
تنهاترین یارم

ای بسته چشم از خون سر چشمی به من واکن
عــرض سـلامـی از لـــب خـــونیـن بـــه زهـــرا کن
قـــــد خمیــــــدۀ امــــــــامـــت را تـمـــاشـــــا کن
رفــتـــــی ز دسـتــــــم ای صفـــــابـخــش دل زارم
تنهاترین یارم

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

نوحه حضرت عباس علیه السلام (۳)

یک ماه خون گرفته۷-غلامرضا سازگار

ای نـازنین بـرادرم یا ابوفاضل
سقای بی‌آب حرم یا ابوفاضل
میرسپاهم عباس             پشت و پناهم عباس

تـو دسـت من بـودی بگو از چه بی‌دستی
در پیش چشم من چرا چشم خود بستی
میرسپاهم عباس             پشت و پناهم عباس

اسیری آل علـی گشته احساسم
افتاده از تن بر زمین دست عباسم
میرسپاهم عباس            پشت و پناهم عباس

اگــر بـه کربـلا نبود مادر زارت
زهرا کنار علقمه شد عزادارت
میرسپاهم عباس            پشت و پناهم عباس

مشک و علم روی زمین خیمه‌ها بی‌آب
گــردیده از سـوز عطـش اصغرم بی‌تاب
میرسپاهم عباس            پشت و پناهم عباس

ای از لبـت آب فـرات گشته شرمنده
من بر تو می‌گریم عدو می‌زند خنده
میرسپاهم عباس            پشت و پناهم عباس

افتاده در دریای خون پیکرت عباس
عمود آهنین زدنـد بر سرت عباس
میرسپاهم عباس           پشت و پناهم عباس

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

بوسۀ تیر

یک ماه خون گرفته۷-غلامرضا سازگار

مـــاه انجمــن نــدیــده اسـت بـه زیبـــایی تو
دل بَــــــرد از قـلــــــم صـنــــع دل‌آرایـــــی تو
صلــواتـی کـــه خـداوند فــرستد بــه رســول
بــه لــب خشـــک تـــــو و دیـــدۀ دریــایی تو
تیــر جــای پـــدرت بــوسه بــه چشمـانت زد
مشک هم اشک‌فشان گشت به سقایی تو
جــان گـرفتی بـه کـف و دور امــامت گشتی
ای بــه قـــربـان تــــو و طینـــت زهـــرایــی تو
آب تــا حشـــر بــــه دور حــــرمـت می‌گـردد
بـحـــر حیــــــرت‌زدۀ صبــــر و شکیبــــایـی تو
پـــا بــــه دریــــــا زدن و تشنــه بـرون آمدنت
تــا صـــف حشـــر بــــود شـــاهد آقـــایی تو
رو بــه ســـوی کــف العبــاس نهــــادم دیدم
دست‌هــــای تـو کنـد گـــریـه بـه تنهــایی تو
جلــوه در علقمــه مـی‌کـــرد بـه چشـم زهرا
از پـــس پــــردۀ خـــــون روی تمــاشــایی تو
ادب و عـــاطفـه و عشــــق و وفـــــا و ایثــار
جــــان گــــرفتند ز انـفـــــاس مسیحــایی تو
«میثـــم» از قـــول همـه هـاشمیان می‌گوید
نیـست بــر بــــام فلـــک مـــاه بــه یکتایی تو

 

گلچین دوبیتی و اشعار شهادت حضرت عباس + شعرهای کوتاه

 

تو عباسی

یک ماه خون گرفته۷-غلامرضا سازگار

تـو وجــــه‌الله را وجـهـی تــو ثـــــارالله را جــانـی
تـو در عیـن عطـش دریـای سـر تـا پـا خروشانی
تـو بــا زخــم تنـت ســر تـــا قـــدم آیـــات قـرآنی
تو هم سردار بی‌دستی و هم سقای عطشانی
تـو بـاب حـاجتی بـاب‌المرادی اشجع الناسی
تو عباسی تو عباسی تو عباسی تو عباسی

تــو مــــانـنـد علـــی کــــرار امــــا غیــــر فـراری
تـو بـا بی‌دستـــی‌ات دســت ولــی الله داداری
تو هم فرمانده هم سقای طفلان هم علمداری
علــم بــر شـــانـه‌ات بیـن علـم‌ها شد علم آری
شهـــادت آبــــرومندت ادب، ایثــار، فرزندت
رشادت سایۀ قامت شهامت طفل دلبندت

تـو آن مـاهی که در هر دل هزاران انجمن داری
تو آن شمعی که تا محشر هوای سوختن داری
تـو از سـر تـا قـدم قــدر و جــلال پنـج تــن داری
تــو آن شیـری که روح شیر حق را در بدن داری
تـو خورشیـد سپهـر دامـن ام‌البنیـن استی
تو دست حق تو بازوی امیرالمؤمنین استی

به چون تو عبد صالح ذات رب‌العالمین نازد
بــه آییـن علمـــداریت ختـم‌المـرسلین نازد
علی روز قیامت هم به فرزندی چنین نازد
بـه دسـت از بـدن افتــاده‌ات ام‌البنین نازد
سلام‌الله بر جسمت سلام‌الله بـر روحت
زیارت نـامه زهـــرا شده اندام مجروحت

تو در اوج عطـش هـم نـاز بـر آب روان کردی
تو در دریای خون سیر هزاران آسمان کردی
تو صدهـا کــوه آتـش در دل دریا نهان کردی
تو هنگـام جهــاد نفس خود را امتحان کردی
به دریا هم ادب هم استقامت را نشان دادی
سـراپـا سـوختی امــا چـه زیبـا امتحان دادی

تعـالی‌الله چنـان سیلـی زدی بـر صـورت دریا
کز آن سیلی به جوش آمد سراپا غیرت دریا
نشد وصـل لـب خشـک تـو آخر قسمت دریا
در اینجا کاسۀ خون گشت چشم حیرت دریا
تو تا شام ابد از چشم دریا خواب را بردی
تو تــا صبــح قیـــامت آبــــروی آب را بردی

تو آن سقای بی‌دستی که شد دریا گرفتارت
بــه دور قبــر تــــا روز جــــزا آب اســت زوارت
بــه دریــــا آب دادی از یــــم چشــم گهربارت
بــه روی آب مـــانده تـــا قیـامت نقـش ایثارت
نگــاهت تـا بـه آب افتـاد دیــدم تشنه‌تر گشتی
عطش را نوش‌جان کردی ز دریا تشنه برگشتی

ز نیـش تیـرها نــوش وجــودت زخم کاری شد
تنـت سـر تا قدم چون باغ گل‌های بهاری شد
علم افتاد و دست افتاد جان در بی‌قراری شد
بـرای غـربتت بـر خاک اشک مشک جاری شد
تمــام هســت و بــــود خـــویـش تقــدیــم خـدا کردی
که در یک لحظه جان و چشم ودست و سرفدا کردی

تـو در دریـا نهـادی پــا و دل بـر تشنگی بستی
تو سقایی و از جام عطش تا حشر سرمستی
تو بـا بی‌دستی‌ات دست خـدا را تا ابد دستی
تو تـا روز قیـامت همچنـان بــاب‌الحسین استی
نـه تنهـا روز عــاشورا امیــر جیـش داداری
تو روز حشر هم پشت سر حیدر علمداری

تو عباسی که جبریل امین بوسیده دستت را
بـه یـاد کـــربلا ام‌البنیـن بـــوسیده دستـت را
چـه می‌گویم امیرالمؤمنین بوسیده دستت را
بــه وقـت دفن زین‌العابدین بوسیده دستت را
ببــوســم پــــــای زوار حـــریـم بــاصفـــایت را
کرم کن تا که«میثم»سجده آرد خاک پایت را

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

15 + نوزده =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز